محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

57

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

اما سرانجام ، آن هنگام كه بايد آن يار هم زندان يوسف ، او را نزد سرور خويش ياد كند ، فرا رسيد ، آن‌گاه كه پادشاه مصر خوابى شگفت ديد . خوابى كه هيچ كس نتوانست راز آن را دريابد و بگزارد . اينجا بود كه آن يار هم زندان ، به ياد آورد كه سال‌ها پيش ، هم زندانى داشت كه در خواب گزارى بسيار توانا بود . از شاه خواست او را به زندان فرستد تا راز خوابش از آن زندانى باز جويد و بياورد . « 1 » از قرآن بشنويم : « پادشاه گفت : خواب ديدم كه هفت ماده گاو فربه را ، هفت ماده گاو لاغر مىخورند ، نيز هفت خوشهء سبز و تازه و هفت خوشهء خشك را [ در خواب ديدم ] . اى گروه [ بزرگان و دانايان ] ! اگر مىتوانيد خواب‌گزارى كنيد ، راز خوب من را بازگوييد . گفتند : اينها خواب‌هاى پريشان است و ما رازدان خواب‌هاى پريشان نيستيم ، و [ اين جا بود كه ] آن هم زندان يوسف كه آزاد شده بود و از پس سال‌ها اينك او را به ياد آورده بود ، گفت : من راز اين خواب را به شما باز مىگويم ، من را [ به زندان نزد يوسف ] بفرستيد . [ به زندان نزد يوسف رفت و گفت ] يوسف ! اى دوست راست‌گو ! راز هفت ماده گاو فربهى كه هفت ماده گاو لاغر ، آنها را مىخوردند و نيز راز هفت خوشهء سبز و تازه و هفت خوشهء خشك را با ما بگو تا نزد مردم بازگردم . [ و راز خواب را با آنان بگويم ] باشد كه بدانند [ چه كنند ] . يوسف گفت : هفت سال پياپى همچون هميشه كشت مىكنيد و آنچه را درو مىكنيد و برمىداريد ، جز اندكى كه مىخوريد همچنان با خوشه كنار مىگذاريد ، سپس هفت سال سخت و خشك پيش مىآيد كه [ مردم ] آنچه را از پيش براى اين سال‌ها نهاده‌ايد ، مىخورند . جز اندكى كه [ براى كشت ] انبار مىكنيد . از اين پس سالى مىآيد كه در آن با باران داد مردم داده مىشود و آنان از قحط و غلا بيرون مىآيند » . « 2 » به گفتهء زمخشرى ، يوسف ماده گاوان چاق و فربه و خوشه‌هاى سبز و تازه را نماد سال‌هاى پرآب و پربار و باران گرفت و ماده گاوان تكيده و خوشه‌هاى خشكيده را نماد سال‌هاى قحط

--> ( 1 ) . محمد رجب بيومى ، همان ، 225 . ( 2 ) . « وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ ، يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ * قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ * وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ * يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ * قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ * ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدادٌ يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ * ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ » ( سورهء يوسف ، آيات 43 - 49 ) .